بخش هایی از زندگی امام علی (ع)

 

انفاق و ایثار على علیه السلام
وابستگى انسان به متاع دنیا از خطرهاى بزرگ حرکت تکاملى وى مى‏ باشد.جاذبه مال و منال و مقام،و آنچه متاع دنیا به حساب مى ‏آید انسان را از مسیر خود باز مى ‏دارد.وابستگى به دنیا پر خطرترین دام سر راه انسان است.بسیارى این خطر را احساس مى‏ کنند.لیکن مهم چاره ‏سازى این مشکل است که چگونه باید از دام این خطر رهید.

 

                                 emam ali

 

 

نهاد دین که رهنمود انسان در ابعاد گوناگون است،در این عرصه هم ضمن شناخت و آگاهى دادن به واقعیت‏ها،راه حل ارائه مى‏ دهد.دین وابستگى انسان به مال و متاع دنیا را به عنوان یک واقعیت و بر اساس گرایش طبیعى انسان معرفى مى‏ نماید.و براى رهانیدن انسان از این علاقه ‏مندى تلاش مى‏ نماید.و راه رهیدن این وابستگى بریدن از دنیا و انفاق عنوان مى‏نماید و به لحاظ شدت این وابستگى رهیدن از این خطر را آن چنان با اهمیت مى‏ داند که جهاد با مال را در کنار جهاد با جان عنوان مى‏ نماید: جاهدوا باموالکم و انفسکم.هدیه کردن مال در راه خدا همانند هدیه کردن جان در راه خداست.

 

قرآن افزون بر رهنمود،الگوهایى نیز براى تأثیر گذارى بیشتر ارائه مى‏ دهد.و زندگى برگزیدگان را در جلو دیدگان انسان‏ها ترسیم مى ‏نماید.آنان که از انفاق در راه خدا از هیچ تلاشى فروگذار نکردند.آنان که از بهترین امکانات خود در سخت‏ترین شرایط در راه خدا گذشتند و در رفتار آنها نه تنها انفاق بلکه فراتر از انفاق ایثار جلوه‏ گر است.با بررسى چند نمونه از رفتار امام همام از خرمن فضایلش خوشه بر مى‏ چینیم.
الف:فرزندان على و فاطمه (حسن و حسین) بیمار شدند. به آنها پیشنهاد شد براى بهبودى فرزندانشان نذر کنند.على علیه السلام و فاطمه علیها السلام و فضه در درگاه خدا نذر کردند هنگامى که بر فرزندانشان آفیت حاصل شد،سه روز روزه بگیرند.

 

خداى سبحان نعمت سلامتى را نصیب آنان کرد.اینک آنان باید به نذر خود وفا کنند،لیکن چیزى در خانه على یافت نمى ‏شود. على سه پیمانه جو براى فراهم آوردن نان قرض مى‏ کند.سه روز روزه شروع مى‏شود.یک پیمانه آن روز اول آرد و فاطمه علیها السلام چند گرده نان براى افطار روز اول تهیه مى‏ کند.هنگام افطار که فرا مى ‏رسد مسکینى در خانه را مى‏ کوبد همه نان‏ها را به وى داده با آب خالص افطار مى‏کنند!

 

روز دوم نیز همانند روز اول بخشى دیگر آرد را براى تهیه افطارى نان تهیه مى‏کنند،و هنگام افطار که فرا مى‏رسد یتیمى در خانه را مى‏ زند.همانند روز اول همه نان‏ها را به یتیم داده با آب خالص افطار مى‏ نمایند.و براى روز سوم آماده مى‏شوند روزه بگیرند.در هنگام افطار روز سوم که همانند روزهاى پیش چند گرده نان تهیه مى‏شود،ناگهان اسیرى‏ در خانه على مى‏ آید.و همانند شب‏هاى پیش گرده نان‏ها نصیب وى مى‏شود.افطار هر سه روز روزه با آب خالص سپرى مى‏شود!

رخسار اهل بیت از گرسنگى رنجور شده است.رسول الله صلى الله علیه و آله وارد خانه على و فاطمه شده،رخسار رنجور آنان را مشاهده مى‏کند سبب م ى‏پرسد فاطمه براى پدر توضیح مى ‏دهد.آنگاه ایثار على و فاطمه تجلى مى‏ نماید و غذاى بهشتى نصیب خانواده عترت مى‏ گردد.خداى سبحان ستایش از ایثار آنها بخشى از آیات سوره انسان را نازل مى‏نماید : 

یوفون بالنذر و یخافون یوما کان شره مستطیرا و یطعمون الطعام على حبه مسکینا و یتیما و اسیرا . «به نذر خود وفا مى‏کنند و از شر و عذاب فراگیر روز قیامت در هراسند.طعام را با این که خود نیاز دارند و محبوب آنهاست در راه خدا به مسکین و یتیم و اسیر اطعام مى‏نمایند» .
ب: انفاق مال در راه خدا در صورتى تأثیر گذار است و باعث تزکیه نفس مى ‏شود و انسان را از وابستگى نجات مى‏ دهد که:

اولا انسان در انفاق خویش اخلاص داشته باشد ریا نکند،براى بدست آوردن خوشنودى خدا انفاق کند.دیگر این که از بهترین و پاک‏ترین اموال شخصى خود انفاق کند.

انفاق چیزهایى که به کار انسان نمى‏ خورد یا افزون بر نیازهاى انسان است که در تمام این موارد محبوب انسان هم نخواهد بود،سازندگى و تأثیر مطلوب را نخواهد داشت : و انفقوا من طیبات ما کسبتم . «از پاکترین و پاکیزه‏ترین اموال خود انفاق کنید.»

 على علیه السلام دو رکعت از نماز ظهرش را بجا آورده است.نیازمندى به وى خطاب نموده از او طلب کمک مى‏ کند.على انگشتر قیمتى که هزار دینارارزش داشت و انگشتر مخصوص پادشاه حبشه بوده و از جانب نجاشى به رسول الله صلى الله علیه و آله هدیه شده بود و رسول الله صلى الله علیه و آله هم آن را به على هدیه نموده بود،از انگشت خویش بیرون آورده و در حال نماز به نیازمند مى‏ دهد.

 

 زندگى ساده على (علیه السلام)
على در خانه گلین در مقابل کاخ سبز شام قد علم مى‏ کند. على با سفره گرده نان و نمکش در برابر سفره‏ هاى رنگین شام ارزش مى ‏آفریند و على با دو جامه خشن و کفش وصله دارش که آن قدر به آن وصله زد که «خاصف النعل» لقب گرفت، در برابر لباس‏هاى رنگارنگ فاخر و تقلیدى از روم که مقام‏هاى شام به آن مبتلا بودند ارزش پدیدار مى‏ سازد. زندگى شخصى على(ع) سراسر فریاد علیه کاخ نشینان دنیا و ستم پیشگانى که جز ارضاى غرایز خویش به چیز دیگر نمى‏ اندیشند، مى‏ باشد.
على(ع) همانند بردگان غذا مى‏ خورد و مى ‏نشست. وى دو جامع خرید، غلام خود را مخیر کرد بهترین آن دو را برگزیند. آجر و خشتى براى تهیه مسکن خویش روى هم ننهاد. به مردم نان گندم و گوشت مى‏ خوراند و خود نان جو و نمک تناول مى‏ نمود. لباس‏هاى خشن و ساده مى‏پوشید . (۱)
در دوران پنج سال حکومت حتى یک وجب زمین براى خود اختصاص نداد: و لا حزت من ارضها شبرا (۲) و این درحالى است که حکومت‏داران در این فرصت‏ها قطایا و ذخایر فراوان به خود اختصاص مى‏ دهند! على خود را در سطح مردم عمومى و بلکه ضعیف‏ترین مردم جامعه قرار مى‏داد:

أقنع من نفسى بان یقال هذا امیر المؤمنین ولا أشارکهم فى مکاره الدهر او اکون اسوه لهم فى جشوبه العیش. «چگونه من راضى مى ‏شوم که به من بگویند امیرمؤمنان است و با مؤمنان و مردم شریک دشوارى‏هاى آنان نباشم و یا الگوى در تنگناهاى زندگى آنان نباشم!»

ان امامکم قد اکتفى من دنیاه بطمریه و من طعمه بقرصیه. «امام و راهبر شما از دنیایش به دو جامه کهنه و دو گرده نان اکتفا نموده است».

این که على در این سخن خود را امام و زندگى ساده خود را معرفى مى‏نماید، به خاطر این است که رهبر و امام باید این گونه باشد. و امام براى الگوگیرى دیگران گوشزد مى‏نماید.
على انبان بدوش شبانه به در خانه یتیمان مراجعه مى ‏نمود، زندگى آنان را تأمین نموده و با آنان هم سخن مى ‏شد. کدام رهبرى در کجاى دنیا این ارزش‏ها را آفریده است ؟! این زندگى فردى است که صرف نظر از این که بیت ‏المال مسلمانان در اختیار وى است از اموال شخصى خویش هزار بنده آزاد کرد و شکم‏هاى فروانى را سیر؛ و برهنگان فراوان را پوشاند.

بیت المال
صرفه جویى در بیت المال کارگزاران خویش را از اسراف و تبذیر باز مى ‏داشت و آنان را به صرفه جویى و صحیح مصرف نمودن بیت المال فرا مى‏خواند:

أدقوا اقلامکم و قاربوا بین سطورکم…و ایاکم و الاکثار، فان اموال المسلمین لا تحتمل الاضرار. (۳) «نوک قلم‏ها را باریک و فاصله سطرها را کم کنید، و از زیاده روى در هزینه نمودن بیت المال بپرهیزید، زیرا که اموال مسلمانان نباید محتمل ضرر شود».
على در رفتار خویش آن مقدار مراقب است که در طول زندگى بویژه در دوران حکومت دارى‏ اش کوچکترین ستم از جانب وى بر کسى متوجه نشد. ستم بر بندگان خدا تلخترین رنج و شرمندگى در پیشگاه خدا و رسول براى على مى ‏باشد:

و الله لان أبیت على حسک السعدان مسهدا او اجر فى الاغلال مصفدا احب الى من ان الق الله و رسوله یوم القیمه ظالما لبعض العباد. (۴) «اگر على را بر روى تیغ‏هاى تیز سعدان که خواب را برباید، و یا به غل زنجیر در بندند، بهتر و شیرترین از آن است که خدا و پیامبرش را در حالتى ملاقات کنم که بر بندگان خدا ستم نموده باشم».
اینها نمونه‏ هاى شفاف از دیدگاه‏ها و رفتار على علیه السلام در ابعاد گوناگون استقرار عدالت اجتماعى مى‏ باشد، که البته اگر شمارش همه موارد که در دسترس است هدف باشد، به لحاظ این که موارد بسیار فراوان است، نوشتار مستقل را مى‏ طلبد.لیکن براى افراد فرهیخته‏ اى که در تلاش هستند از زندگى امام همام الگو بگیرند همین موارد رهنمود هستند.

—————————————
پى‏ نوشتها:
۱)بحار، ج ۴۱ ص ۱۰۲ و ۱۳۱ و ۱۴۷ و ۱۴۸ و .۱۵۴
۲)نهج البلاغه صبحى الصالح، نامه ۴۵، ص .۴۱۷
۳ـ بحار، ج ۴۱، ص .۱۰۵
۴ـ نهج البلاغ صبحى الصالح، ص .۳۴۶
کتاب امام على علیه السلام الگوى زندگى

 حبیب الله احمدى

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*