۲ نظر

  1. البشارت که عیان مهر فروزان آمد

    ظاهر از پرده عصمت رخ جانان آمد

    سر زد از برج نبوت مه رخشنده دین

    روشن از نور رخش عالم امکان آمد

    دختر ختم رسل هادى گل شاه رسل

    از پس پرده عیان چون مه کنعان آمد

    دسته دسته ملک از عالم بالا به زمین

    بهر دیدار رخش خرم و خندان آمد

    عزت و فضل و شرافت بنگر ز امر خدا

    سوى زهرا ز جنان حورى و غلمان آمد

    ساره و آسیه و مریم حورا ز بهشت

    از پى خدمت آن زهره تابان آمد

    آن چنان نور رخ دخت نبى جلوه نمود

    که قصور همه مکه نمایان آمد

    نه همین مکه منور شده از طلعت او

    ز سما تا به سمک یکسره رخشان آمد

    شده از مکه همان نور نمایان که به طور

    سالها در طلبش موسى عمران آمد

    بهر این نور که در صلب خلیل ‏اللَّه بود

    نار نمرود به یک باره گلستان آمد

    گر نبردى به زبان نوح نبى نامش را

    کى نجات از یم و گرداب و ز طوفان آمد

    یوسف مصر گر این نام نبردى به زبان

    کى نجاتش ز چَه و گوشه‏ ى زندان آمد

    چون نباشد ز ازل تا به ابد همتایش

    همسرش شیر خدا سرور مردان آمد

    زین دو دریاى فضیلت که بهم شد واصل

    یازده گوهر رخشنده بدامان آمد

    به همین ام ابیها نبى‏ اش خواند ز حق

    ام‏ فضل ام ‏الکتاب ام ‏امامان آمد

    شب مولود مهین دخت محمد باشد

    عرش پر نور شد و فرش چراغان آمد

    تا که تبریک بگوید به جهان شیعه او

    (کربلائى) ز شعف شاد و غزلخوان آمد

    روزمادر مبارک

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*